بی اشتهایی عصبی چیست؟

۱۳۹۸/۳/۲۳

بی اشتهایی عصبی

 

بی اشتهایی عصبی خودداری از حفظ کمترین وزن بهنجار بدن، ترس شدید از افزایش وزن، و اختلال قابل ملاحظه در درک شکل یا اندازه بدن است. به علاوه، زنانی که به این اختلال مبتلا هستند پس از نخستین قاعدگی دچار فقدان قاعدگی می شوند. (لازم به ذکر است که اصطلاح «بی اشتهایی» یک اصطلاح نابجا است زیرا فقدان اشتها نادر است).
در این اختلال فرد وزن بدنش را زیر کمترین حد متناسب با سن و قدش حفظ می کند (املاک الف). وقتی بی اشتهایی عصبی در فردی در جریان دوران کودکی یا اوایل نوجوانی ظاهر می شود (یعنی، مادامی که از لحاظ قد رشد می کند)، به جای از دست دادن وزن ممکن است ناتوانی در کسب وزن مورد انتظار وجود داشته باشد. (ملاک الف) رهنمودی فراهم می آورد برای تعیین اینکه فرد در چه زمان با آستانه مربوط به لاغر بودن مطابقت دارد.

 

این ملاک تشخیصی حاکی از آن است که وزن فرد کمتر از ۸۵ درصد وزنی است که برای سن وقد آن شخص بهنجار تلقی می شود ( که معمولا به کمک یکی از چند نسخه منتشر شده جدولهای بیمه عمر متروپولتین یا جدولهای رشد جسمی کودکان تعیین می شود. یکی از رهنمودهای دیگر و تا اندازه ای دقیقتر (مورد استفاده در ملاکهای تشخیصی پژوهشی 10-ICD) مستلزم آن است که شاخص حجم بدن فرد (BMI) (که به شکل وزن (کیلوگرم) محاسبه می شود) مساوی یا کمتر از ۱۷ / ۵kg / m۲ باشد.

این معیارها فقط به عنوان رهنمودهای پیشنهادی برای متخصص بالینی مطرح می شوند، زیرا مشخص کردن یک معیار منفرد برای کمترین وزن بهنجار که قابل کاربرد در مورد همه افراد متعلق به یک سن و قد معین باشد عاقلانه نیست. در تعیین کمترین وزن بهنجار، متخصص بالینی نه تنها باید این قبیل رهنمودها را مدنظر داشته باشد بلکه به ساختمان بدنی و سابقه وزن بدن فرد نیز باید توجه کند.
معمولا از دست دادن وزن در درجه اول از راه کاهش در میزان کل غذای مصرفی صورت می گیرد.

اگرچه این افراد ممکن است با کنار گذاردن غذاهای پرکالری از رژیم غذایی شان شروع کنند، اما بیشتر آنها سرانجام رژیم بسیار محدودی را حفظ می کنند که گاهی تنها انواع مودودی از غذاها را شامل می شود. روشهای اضافی از دست دادن وزن شامل تخلیه (یعنی استفراغ عمدی یا مصرف نابجای ملین ها یا مدرها) و ورزش زیاد یا مفرط است.

مبتلایان به این اختلال به شدت از افزایش وزن یا چاق شدن می ترسند ( ملاک ب). این ترس شدید از چاق شدن معمولا با از دست دادن وزن تخفیف نمی یابد. در واقع، دلواپسی درباره افزایش وزن اغلب حتی در صورت تداوم کاهش وزن واقعی، افزایش می یابد.
تجربه و اهمیت وزن و شکل بدن در این افراد تحریف می شوند ( ملاک ج). برخی از این افراد احساس چاقی کلی می کنند. سایرین اذعان دارند که لاغرند، اما با این وجود این نگرانی را دارند که بخشهای معینی از بدنشان، به ویژه شکم، باسن و رانهایشان «بسیار چاق» هستند. آنها ممکن است برای برآورد اندازه یا وزن بدنشان از فنون بسیاری استفاده کنند، از جمله وزن کشی مکرر، اندازه گیری وسواسی اندامها، و استفاده مستمر از آیینه برای بازبینی قسمتهایی که «چاق» تصور می شوند.

اعتماد به نفس مبتلایان به بی اشتهایی عصبی به شدت به شکل و وزن بدنشان وابسته است. از دست دادن وزن به عنوان یک پیشرفت و علامت خویشتنداری فوق العاده در نظر گرفته می شود، حال آنکه افزایش وزن به عنوان یک شکست غیر قابل قبول در خودگردانی " تلقی می شود. اگرچه برخی از مبتلایان به این اختلال ممکن است لاغر بودن خود را تأیید کنند، اما به طور معمول گرفتاریهای جدی پزشکی ناشی از حالت سوء تغذیه خود را انکار می کنند.

فقدان قاعدگی در زنانی که به سن قاعدگی رسیده اند (ناشی از سطوح اندک و غیر عادی ترشح استروژن که به نوبه خود ناشی از کاهش ترشح هیپوفیزی هورمون محرک فولیکول [FSH] و هورمون لوتئینی [LH] است) شاخص کژکاری فیزیولوژیایی در بی اشتهایی عصبی است (ملاک د). فقدان قاعدگی معمولا پیامد از دست دادن وزن است اما، در اقلیتی از افراد، ممکن است واقعة مقدم بر آن باشد. در دختران سنین پیش از بلوغ، نخستین قاعدگی ممکن است در اثر این بیماری به تأخیر بیفتد.

این افراد اغلب پس از کاهش قابل ملاحظه وزن (و یا ناتوانی در کسب وزن مورد انتظار) توسط اعضای خانواده نزد درمانگر برده می شوند. اگر این افراد خودشان در جستجوی کمک برآیند، معمولا به دلیل پریشانی ذهنی در مورد پیامدهای جسمانی و روانی گرسنگی کشیدن است. فرد مبتلا به بی اشتهایی عصبی به ندرت از کاهش وزن شکایت می کند. بیشتر مبتلایان به بی اشتهایی عصبی فاقد بینش نسبت به مشکلاتشان هستند، یا به شدت آن را انکار می کنند و ممکن است گزارشگران نامعتبری باشند. از این رو، اغلب لازم است که برای ارزیابی کاهش وزن و سایر ویژگی های بیماری، از والدین یا منابع خارجی دیگر کسب اطلاع شود.

 

شیوع بی اشتهایی عصبی

شیوع کلی این اختلال در میان زنان تقریبا ۵/ ۰ درصد است. افرادی که زیر آستانه این اختلال هستند (یعنی، مبتلا به اختلال خوردن که به گونه ای دیگر مشخص نشده است. معمولا زیاد دیده می شوند. شیوع بی اشتهایی عصبی در مردان تقریبا یک دهم زنان است. بروز بی اشتهایی عصبی ظاهرا در دهه های اخیر افزایش یافته است.

دوره یا سیر بی اشتهایی عصبی به طور معمول در اواسط تا اواخر نوجوانی (سنین ۱۴ تا ۱۸ سالگی) آغاز می شود. این اختلال به ندرت در زنان بالای ۴۰ سال دیده می شود. شروع این بیماری اغلب با یک رویداد تنش زا، رابطه دارد. سیر و فرجام بی اشتهایی عصبی بسیار متغیر است. برخی از مبتلایان به بی اشتهایی عصبی به طور کامل پس از یک دورۀ منفرد بهبود می یابند، عده ای یک الگوی نوسانی مربوط به افزایش وزن و سپس برگشت را نشان می دهند، و سایرین سیر مزمن تباه کننده این بیماری را طی سالها تجربه می کنند.

به مرور زمان، به ویژه طی ۵ سال نخست آغاز آن، بخش قابل توجهی از افراد دارای نوع محدود کننده بی اشتهایی عصبی دچار خوردن با ولع می شوند، که حاکی از تغییر به نوع فرعی خوردن با ولع / تخلیه ای است. جابه جایی پایدار درجلوه بالینی (افزایش وزن همراه با خوردن با ولع و تخلیه) ممکن است سرانجام تشخیص پرخوری عصبی را توجیه کند.

ممکن است برای جبران وزن و تنظیم عدم تعادلهای مایعی و الکترولیتی بستری شدن لازم باشد. در میان افراد بستری شده در بیمارستانهای دانشگاهی، مرگ و میر درازمدت ناشی از بی اشتهایی عصبی بیش از ۱۰ درصد است. شایعترین علل مرگ عبارتند از گرسنگی کشیدن، خودکشی، یا عدم تعادل الکترولیتی.

 

ملاکهای تشخیص بی اشتهایی عصبی

الف - خودداری از حفظ کمترین وزن بهنجار، یا بالاتر از آن، متناسب با سن وفا۔ (مانند، کاهش وزن بدن که به حفل کمتر از ۸۵ درصد از وزن موردانتظار می انجامد؛ یا ناتوانی برای کسب وزن مورد انتظار در جریان دوره رشها، که به وزنی کمتر از ۸۵ درصد وزن موردانتظار منجر می شود).
ب - ترس شدید از افزایش وزن یا چاق شدن، حتی وقتی بیش از انداز های لاغر است.
ج - اختلال در برداشت شخص از وزن یا شکل بدن خود، تأثیر بیمورد وزن یا شکل بدن بر ارزیابی از خویشتن، یا انکار وخامت وزن پایین جاری بدن.
د - فقدان قاعدگی، یعنی فقدان حداقل سه دوره قاعدگی پیاپی در زنان پس از نخستین قاعدگی. (یک زن در صورتی مبتلا به فقدان قاعدگی در نظر گرفته می شود که دوره های قاعدگی وی تنها پس از تجويز هورمون، مانند استروژن، روی دهد). نوع آن را مشخص کنید:

نوع محدود کننده: در جریان دوره جاری بی اشتهایی عصبی، شخص به طور منظم اقدام به خوردن با ولع یا تخليه (یعنی، استفراغ عمدی یا مصرف نابجای ملین ها، مدرها، یا تنقیه نکرده است.

نوع خوردن باولع / تخلیه ای: در جریان دوره جاری بی اشتهایی عصبی، شخص به طور منظم اقدام به خوردن با ولع یا تخليه (یعنی، استفراغ عمدی یا مصرف نابجای ملین ها، مدرها، یا تنقیه کرده است.

 

برچسب ها: پر اشتهایی عصبی درمان قطعی بی اشتهایی عصبی بی اشتهایی عصبی چیست