نورون های آیینه ای

۱۳۹۶/۱۱/۳۰

نورون های آیینه ای

مترجم:دکتر محمداحسان تقی زاده استاد دانشگاه

 

نورون های آینه ای و یادگیری تقلیدی به عنوان نیروی محرکه ی پشتِ «تحول بزرگ» در تکامل انسان است. کشف نورون های آینه ای در لوب فرونتال (پیشانی) میمون ها و پتانسیل رابطه اش با تکامل مغز انسان (که من در این مقاله به آن پرداخته ام) مهم ترین روایت گزارش نشده (یا حداقل اعلان نشده) در این دهه است.

من پیش بینی می کنم که نورون های آینه ای برای روان شناسی کاری انجام خواهد داد که DNA برای بیولوژی انجام داده است. آن ها یک چارچوب پیوسته را فراهم می کنند و کمک می کنند تا دسته ای از توانایی های ذهنی که تا کنون مرموز و غیر قابل دسترس برای آزمایش باقی مانده بودرا شرح دهند. سؤالات عجیب زیادی درباره تکامل ذهن و مغز انسان هست.

1) مغز انسان که تقریباً اندازه سایز فعلی اش شاید  ظرفیت عقلی کنونی اش به 2500 سال پیش برگردد. تعداد زیادی از ویژگی هایی که ما اکنون از انسان منحصر به فرد ملاحظه می کنیم خیلی دیرتر ظاهر شده است. چرا؟ در طی تکوین کار مغز چه بود؟ چرا این همه پتانسیل پنهانی برای استفاده از ابزار، آتش، هنر، موزیک و حتی زبان که بعدا به صورت قابل ملاحظه ای شکوفا می شود، هست؟ چرا این توانایی های پنهانی بروز پیدا می کنند؟

اعلام شده انتخاب طبیعی می تواند فقط توانایی های بروز داده شده را انتخاب کند نه آن هایی که پنهانی هستند. من این مسئله را مسئله ای عالی می نامم بعد از طبیعت گرای ویکتوریای (Alfred Russelt) که او اول این را پیشنهاد داد.

2) ابزار خام «دوران دیرینه سنگی» که به وسیله تعداد کمی ضربه به مرکز سنگ ساخته شده که لبه های نا منظمی را ایجاد کرده 24 میلیون سال پیش ظاهر شده است و احتمالاً به وسیله ی homo habil که سایز مغزشان (cc700) نصف بین انسان های مدرن (cc1300) و شامپانزه ها (cc400) است.

بعد از میلیون سال دیگر از انقلاب زیست شناسی از نظر زیباشناسی ابزارهایی متقارن و مورد رضایت شروع به ظهور کردند و استاندارد سازی تکنیک های تولید با فرم دست ساز تداعی پیدا کرد.

هنگامی که ابزار ساخته شده بود این به تغییر از یک چکش سخت به چکش نرم چوبی نیاز داشت. به عبارت دیگر تا به جای این که دندانه دار نامنظم شود صاف بودن خود را حفظ کند و سرانجام جایگزین شدنِ اختراع ابزارهای خط تجمیعی قالبی شده (ابزارهای مصنوعی دو لبه ای مناسب) که 2 لبه و یک دسته ای بود به 200 هزار سال پیش برمی گردد. چرا تکامل ذهن انسان به وسیله ی این دگرگونی نسبتاً ناگهانی و شدید از تغییرات تکنیکالی مورد تأکید قرار دارد؟

3) چرا این انفجار ناگهانی (اغلب تکامل بزرگ نامیده می شود) در مهارت تکنیکالی در هنر غار – لباس – خانه ی قالبی و ... در حدود 40 هزار سال پیش اتفاق افتاد. گرچه مغز سایز الآنش را داشت اما تقریباً یک میلیون سال زودتر اتفاق افتاده است.

4) آیا زبان کاملاً بیرون از the blue که به وسیله ی چامسکی مشاهده شد ظاهر شد یا این که از زبان های قدیمی که تا حالا در این مکان بوده خارج شده است؟

5) انسان ها اغلب (پستازا نخستین ها کیاولیسم) نامیده شدند که اشاره به توانایی شان در خواندن ذهن ها دارد. به عبارت دیگر پیشگویی رفتار مردم دیگر و نسبت به آن ها پیش دستی کردن. چرا میمون ها و انسان ها در تشخیص نیات منحصر به فرد یکدیگر خیلی خوب هستند؟ آیا پریمات های قدبلند تر یک مدل یا مرکز مغز خاص برای تولید یک تئوری از ذهن که از (Simon Baron-Chen و Nick Humphrey) بیان شده دارند؟ اگر چنین است این چرخه کجاست و چطور و چه زمانی نمو پیدا می کند؟

حل بسیاری از این معماها از یک منبع معما وار: مطالعه از نورون های ساده در مغز میمون ها می آید.

من پیشنهاد می دهم که سؤالات از حالت معمایی کمتر می شود زمانی که شما به کشف اخیر (Giaccamo Rizzollatis) نورون های آینه ای در منطقه Premotor شکمی در میمون ها توجه کنید. من استدلال می کنم این طبقه از نورون ها کلیدی برای فهمیدن جنبه های مبهم تکاملِ انسان است.

(Rizzollati و Arbit) متوجه ارتباط این کشف با تکامل زبان شدند. اما من معتقدم به طور مساوی معنا داریِ یافته هایشان برای فهمیدنِ دیگر جنبه های مبهم بشر در زمینه تکامل مسلط است.

این مهم ترین روایت گزارش نشده در دهه ی اخیر است.

دانلود فایل word  مقاله | روی آیکن کلیک نمایید   

 

برچسب ها: